حسين بن حسن خوارزمي

583

شرح فصوص الحكم

پس در حق إبراهيم خليل - عليه السّلام - گفت كه : او را عطا دادم اسحاق و يعقوب را . و دادن اهل را به ايوب نيز به لفظ موهبت ذكر كرد . و ملحق ساختن هارون را به موسى بعد از اختصاص به نبوت ، موهبت الهى خواند ، تا معلوم شود كه همان خداوندى كه اوّلا بى عمل سابق و كسب لاحق ايشان را برگزيد و انبياء ساخت ، در آخر نيز متولى ايشان شد و معطى و كارگزار ايشان گشت در عموم احوال يا در اكثرش . يا گوئيم : آن كه به فيض و عطا ايشان را اختصاص داد در حال افاضهء اعيان ثابته ، تا مستعد اين انعام و قابل اين اكرام گشتند هم اوست كه ايجاد كرد ايشان را بر مقتضاى آن اعيان ، تا در مخاطبهء او از سر ذوق و از كمال شوق در مقام سپاس و شكر - - گزارى گويند ، بيت : اى كه در ظاهر مظاهر آشكارا كرده اى سرّ پنهان هويت را هويدا كرده اى اولا از فيض اقدس قابليّات و وجود داده و ز فيض مقدس بذل آلا كرده اى سوخته قدوسيان را جان ز حسرت بارها آن چه با اين خاكيان از فيض يغما كرده اى و آن متولى و فياض اسم وهاب است . « 9 » و قال في حق داود « وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا » فلم يقرن به جزاء يطلبه منه ، و لا أخبر أنه أعطاه هذا الذي ذكره جزاء . و لما طلب الشكر على ذلك العمل طلبه من آل داود و لم يتعرض لذكر داود ليشكره الآل على ما أنعم به على داود عليه السلام . و در حق داود گفت كه : او را از حضرت عبديت خويش به فضل اختصاص داديم . و اين را مقرون نساخت به طلب جزاء . و نگفت كه اين عطا براى عمل اوست . و چون شكر اين فضل به عمل ايجاب كرد الزام بر آل داود كرد ، و متعرض داود به الزام نگشت تا آل او شكر كنند بر آن انعام كه داود بدان اختصاص يافته است از آن كه انعام بر نبى در حقيقت انعام است همهء امّت او « 10 » [ را ] ، لا جرم ايجاب شكر بر امّت كرد . فهو في حق داود عطاء نعمة و إفضال ، و في حق آله على غير ذلك لطلب المعاوضة فقال تعالى « اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَقَلِيلٌ من عِبادِيَ الشَّكُورُ » . و إن كانت الأنبياء عليهم السّلام قد شكروا الله على ما أنعم به عليهم و وهبهم ، فلم يكن ذلك على طلب من الله ، بل تبرعوا بذلك من نفوسهم كما قام رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم حتى تورمت قدماه [ 240 - ر ] شكرا لمّا غفر الله له ما تقدم من ذنبه ) *

--> « 9 » پا : « است » نبود . « 10 » پا : انعام است بر امت او .